لباس افغانی بر تن هیلاری !

یادداشتهای روزانه رسول پاپایی


وزير آموزش و پرورش از راه اندازي اتاق فکر در آموزش و پرورش به منظور استفاده از ديدگاه ها و نظرات کارشناسان خبر داد و گفت: هيچ پشتيباني و حمايت بالاتر از مشاوره و مشورت نيست.بايد بدانيم در آموزش و پرورش مقطع ابتدايي مهم بوده وبعد از آن مقطع راهنمايي و دبيرستان مهم است.
حاجي بابايي اضافه کرد: متاسفانه در آموزش و پرورش يک وضعيت نا پايدار وجود دارد.
وي با اعلام اينکه عقل در مدارس ما شکل مي گيرد،گفت: صرف اين همه هزينه براي جلوگيري از بحران ها و انحراف هاي فکري، اخلاقي و خانوادگي است. وزير آموزش و پرورش تصريح کرد: آموزش و پرورش و نظام تعليم و تربيت،يک نوع ايثار است و يک نوع رسالت پيامبرگونه است.بايد دست دانش آموزان را بگيريم و آنها را به سر منزل مقصود برسانيم. حاجي بابايي افزود: آموزش و پرورش بايد مخصوص نظام جمهوري اسلامي باشد.
وي تاکيد کرد:آموزش و پرورش بايد به جايگاه اصلي خود دست پيدا کند و معلم و دانش آموز بايد جايگاه واقعي خود را بخوبي بشناسد. وزير آموزش و پرورش افزود: من تلاش خواهم کرد تا آموزش و پرورش را به جايگاه واقعي خود برسانم و براي موفق شدن در اين کار به همکاري و همدلي همه نيازمنديم.
وزير آموزش و پرورش همچنين اعلام کرد: تلاش خواهيم کرد تا با تاسيس يک اتاق فکر در آموزش و پرورش از ديدگاه هاي و نظرات کارشناسان استفاده خوبي داشته باشيم، زيرا هيچ پشتيباني و حمايت بالاتر از مشاوره و مشورت نيست.
حاجی بابایی با زیرکی و سیاستمداری، در برنامه خود هیچگونه تعهد و وعده مشخصی نداده و با واژه های کشداری مانند تعمیق ، تلاش مستمر ، توسعه ، تاکید ، فراهم سازی ، توجه ویژه و...به کلی گویی پرداخته است. او که زمانی وظیفه وزیر را تامین رفاه و معیشت معلمان می دانست ، تنها در یک بند از 30 بند برنامه عملیاتی خود با این عبارت : « تلاش مستمر به منظور استفاده از قابلیتهای درون و برون سازمانی در جهت ارتقاء و بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان » به این موضوع اشاره می کند. کسانی که با زبان سیاست در ایران آشنا هستند معنای تلاش مستمر و استفاده از قابلیت های درون و برون سازمانی را خوب می دانند! آقای احمدی نژاد که از خانم کشاورز به فاطمه آلیا و از آلیا به حاجی بابایی می رسد معلوم است که برنامه خاصی برای رفع مشکلات آموزش و پرورش ندارد. اولویت های احمدی نژاد هم در سیاست خارجی و داخلی معلوم است.در دولت دهم هم نوبت به آموزش و پرورش نمی رسد این سخن نویسنده گزارش مبالغه آمیز و تا حد زیادی نادرست است که: «هر مرتبه که نمایندگان معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی یا وزارت آموزش و پرورش برپا ایستادند یا در کلاس های درس و دفتر مدیر مدرسه برجا نشستند و دست از تدریس کشیدند، حاجی بابایی با اعتراضات معلمان همصدا شد ...». حاجی بابایی سیاستمداری محتاط و میاندار است و حمایت او از مطالبات صنفی همواره چارچوب معینی داشته است. حاجی بابایی هرگز از اعتصاب و تحصن و تجمع معلمان دفاع یا حمایت نکرده است در جریان اعتراضات بهمن و اسفند 85 مقابل مجلس آقای حاجی بابایی با شم سیاسی خود احساس خطر کرد و خودش را کنار کشید. اگر حضور معلمان در مدیریت صندوق ذخیره خواسته ای درست ودر جهت منافع فرهنگیان بود، چرا به اتفاقاتی که در 4 سال گذشته در صندوق ذخیره افتاد بی توجه بود؟ آیا الان که خودش وزیر شده، یک معلم را مدیر عامل صندوق می کند؟ در این گزارش یک نفر با شیفتگی ، حاجی بابایی را : « فرد قدرتمند ... دارای اشراف کامل به مسایل آموزش وپرورش ... دارای تعامل مثبت با تشکلها و بازنشستگان ...زیرک ...سخنور... سیاستمداری که با تفکر و تامل سخن می گوید و...» می داند . تا اینجای کار را می توان توجیه کرد که این شخص نظر خود و یا گروهی که به آن تعلق دارد را بیان می کند و اظهار نظر آزاد است، اما گزارشگر وقتی از دایره اعتدال و انصاف خارج می شود که این شخص را به عنوان نماینده فرهنگیان معرفی می کند! واقعا از خانم سام گیس بعید بود.
درباره کتاب نخوانی معلمان،هرچه می دانید بنویسید! وبلاگ : دفتر مشق معلم
۱.اولا .اگرچه هستند بسیارافرادی که به تناسب حرفه ای که دارند،رنگ کتاب را هم نمی بینند و نباید ببینند.اما معلمان کابوس کتابهادرسی را دارند.. باید برگ برگ و به همراه چندتا از بچه های مردم بخوانند.ضمن اینکه هر سال هم مجبورند آنها را دوباره بخوانند.کتابهایی که ی صفحه صفحه آنها را از برهستند.با این حال هرشبی که فردایش درسی تازه دارند،تا نگاهی به صفحات آن نیندازند،خوابشان نمی برد. معلمان از بس شکل وشمایل کتاب را دیده اند به شدت اشباع شده اند و انگار غم بی کتابی را ندارند.
۲.خیلی از معلمان منت دار و مدیون اغلب بچه های تنبل وبی خیال خویشند که چندان سوال و اشکال ندارند.گویی همه جواب پرسشهایشان را در همین چندکتاب درسی می یابند.بنابراین ،معلمان را مجبورنمی سازند که برای دانستن مطلب تازه ای دنبال کتاب دیگری بروند.در نتیجه،رابطه ای دوطرفه برقرار می شود.معلمان به دانش آموزان و آنها به معلمانشان عادت می کنند..قاعده بازی هم باید رعایت شود.کسی حق ندارد خواسته وحتی ناخواسته،آرامش دیگری را به هم بزند.در این میان ،سیستم آموزشی هم به کمک هردوطرف می آید!
۳.بهانه ی دهن پرکنی دیگر هم دم دست معلمان است.مگرچقدرمی دهند که کتاب هم بخوانیم؟کتابخوانی،دل خوش می خواهد که ما نداریم.به ما ماهی دومیلیون بدهند،شب تا صبح توی کتابخانه ،تحقیق می کنیم.اصلابابا، بی خیال!وقتی معلم بیچاره مجبور است در این طوفان تورم و بیداد بی پولی ،میان این بازاربی رحم،حیران و هراسان بگردد؛وقتی بین این همه بانک و با واهمه وام و قسط می دود،وقتی در گذراز هرخیابان و زیرهرم نگاه مغازه داران طلبکار خویش،خیس عرق می شود،وقتی،سرراه مدرسه بی اختیار و ناخودآگاه ،گذرش برای هزارمین باربه شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان می افتد،وقتی غم نان نمی گذارد ،طبیعی است که به چیزدیگری ـ واز جمله کتاب ـ فکرنکند.
۴.بعضی معلمان بی آنکه خودشان بدانند،فیلسوف اند.به عقیده آنها همه بدبختی آدم از بیشتر دانستن است.چون هرکه اوآگاه تر،رخ زردتر.ندیده اید که صاحبان تن های سالم و سرحال ،آدمهایی بی خیال و کم سواد هستند.عقل که داغ شد،زبان هم سرخ می شود ولاجرم سرسبزنابود می شود.
۵-.معلمانی هم هستند که چون سرگرم تمرینات فشرده ی حرص وطمع ورزی اند،فرصت کتاب خوانی را نمی یابند.بندگان خدا،مصداق: "من در میان جمع و دلم جای دیگر"شده اند.جسمشان داخل کلاس است اما روحشان بین جاده،توی فروشگاه،سرباغ وزمین،داخل بنگاه،حوالی آژانس و هزارجای دیگراست.تمام توجیه شان هم این است که زندگی خرج دارد وبا این چندرقازمعلمی که نمی شودزندگی کرد.برای همین است که وقتی به یک معلم کتابخوان می رسند،لبخندی تمسخرآمیزمی زنند.
۶.وجه مشترک تمام معلمانی که شرحشان رفت و نیزانواع دیگرشان،در این است که اگرچه مثل سایر خلق الله،چون به خلوت می روند، آن کار دیگر می کنند، اما عجیب درکلاس و پای تخته سیاه،جوردیگرجلوه می کنند.مدام و به ویژه در هفته مرحوم کتاب،ازاهمیت و فضیلت مطالعه می گویند . اینکه: کتاب چیزخوبی است.بچه ها،تا می توانید کتاب بخوانید.کتاب دوستی مهربان است.اگر ما کتاب بخوانیم،دانش و علم ما زیاد می شود.مردم هم بچه های کتابخوان را دوست دارند.کتاب آدم را از تنهایی بیرون می آورد.یک هفته هم که درتقویم به نام کتاب نامگذاری شده است، به خاطرآن است که کتاب ،خیلی خیلی مهم است!...خب،چقدربه زنگ تفریح مانده است؟!
اعتراف وبلاگ : ییلاق ذهن
اگه من / حوا بشم / بالاخره تو آدم
میشی یا نه ؟؟!
تادیب گا ه نوشت خانم معلم
آورده اند که امیر نصر احمد سامانی را معلمی بود که در آن وقت که او کودکی بیش نبود ، او را قرآن تعلیم کردی و چوب بسیار زدی . امیر نصر پیوسته گفتی که " هر گاه به پادشاهی رسم ، سزای این معلم بکنم . "
چون امیر نصر به پادشاهی رسید ، شبی تفکر میکرد ، از آن معلم خودش یاد آمد . همه شب در اندیشه انتقام او می بود . خادمی را گفت که " برو و از باغ ده ترکه گلابی بیار " و خادمی دگر را گفت که " استاد را حاضر کن " . او برفت و معلم را بطلبید ، معلم از وی پرسید که " سلطان چه میکرد و از منش چون یاد آمد ؟ " خادم گفت : " غلامی را فرمود که از بستان ده چوب گلابی بیارند و مرا گفت : " تو برو و معلم را حاضر کن . "
معلم دانست که امیر در بند انتقام وی است ، در راه که میآمد به دکان میوه فروشی در گذشت و سکه ای بداد و یک گلابی کاملا رسیده بستد و در آستین کرد .
چون پیش امیر نصر آمد ، امیر از آن چوب گلابی یکی را بر گرفت و بجنبانید و گفت : " در این چه میگوئی استاد ؟ " معلم دست در آستین کرد و آن گلابی را بیرون کشید و گفت : " زندگانی پادشاه دراز باد ، این میوه بدین لطیفی از وی زاده است "
سلطان چون این جواب لطیف از وی بدید ، به غایت خوشش آمد و او را تشریف فاخر فرمود .
برگرفته از جوامع الحکایات
اقا اجازه : این یاداشت در تاریخ یک شنبه ۱۳ اردیبهشت ۸۸ در روزنامه اعتماد چاپ شده بود به بهانه هفته کتاب و کتابخوانی دوباره ان را اینجا اورده ام .
به شاگردانم گفته بودم براي جلسه بعد هر کدام يک يا دو کتاب غيردرسي همراه داشته باشند. به کلاس که رفتم در کنار بچه هايم ميهمانان جديدي گويا و خموش نشسته بودند. از هر رديف يک نفر را ماموريت
دادم کتاب ها را جمع کرده و روي ميز سنگي شکسته و گچ آلودم بگذارد. احساس خوبي به من دست داده بود.
هميشه خدا دوست داشتم در کنار معلمي در بازار بودم و کتابفروش مي بودم. ما معلم ها بازاري هم که مي خواهيم بشويم بي رونق ترين و مظلوم ترينش را در سر مي پرورانيم.
حيرت و تعجب بچه ها و برقي را که در چشمان شان مي درخشيد، حس مي کردم. ديري نپاييد که تعجب شان را پاسخ دادم و از فقير بودن مردم مان حرف زدم، اما اين بار نه از فقر نان و آب، که از فقري اينچناني؛ فقر مطالعه و فقير بودن مان در کتاب خواندن. به آنها گفتم نياز به آمار و ارقام، که امروز واقعي بودن شان را بيشتر از هر زماني از دست داده اند، نيست.
به چشم هايتان ايمان بياوريد. از مدرسه ما تا ميدان انقلاب هر کس آدرس يک کتابفروشي خوب و معتبر را بگويد، جايزه مي گيرد. لحظاتي همه در فکر فرورفتند.
احمد از ته کلاس گفت؛ آقا اجازه؛ من هر چه فکر مي کنم همش کبابي و ساندويچي و پيتزايي و بستني مشدي ها و باباها است.
گفتم؛ آري پسرم، اين واقعيت عطش گرسنگي و ذائقه ماست. اما شما بايد اين ذائقه و عطش ايراني را عوض کنيد.
شاگردي ديگر بدون آقا اجازه پرسيد؛ چگونه؟
کتابي را نشان دادم و آرام گفتم با کتاب خواندن.
لبخندي بر لبان شان نقش بست و برق اميدي در چشمان شان درخشيد.
کتاب ها را توزيع کردم و همه چشيدن يک طعم جديد را شروع کرديم.
امروز براي يک بار هم که شده من حرف نزدم.
در کلاسم مطهري با داستان راستان کنار سياوش نشسته بود، اگزوپري با شازده کوچولويش محمد را مشغول کرده بود، بابک با روبرت پستال، مسلسل چي را مي خواند، احمد چاق ترين پسرم با ملانصرالدين آرام آرام مي خنديد.
عيسي با دکتر حسابي استاد عشق شده بود، شاگرد پرجنب و جوشم منصور 101 راه براي ذله کردن پدر و مادرها را با لي وارد مرور مي کرد. و ناصر روياي جام جهاني در جواديه را در سر مي پروراند.
من و مهدي اذر یزدی با هم درباره قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب حرف مي زديم.
آن روز من حرف نزدم، نمره هم ندادم و بچه ها بي خيال من و نمره، گرم تغيير ذائقه شده بودند.راستي عجب شروعي داشتيم ما و عجب معلمي کردم امروز.
اگر فکر میکنید در زندگی، زیاد کوتاه آمده اید
فکر میکنید یک عمر است دارید خلاف جهت جریان تاریخ شنا میکنید؟ فکر میکنید این همه سال تمرین ضد دموکراسی و تحمل استبداد، تمرین منت کشی، عدم مقاومت و گریه کردنهای ساکت شبانه زیر لحاف بس است؟ فکر میکنید پشت سرتان بیشتر از این طاقت پس گردنی خوردن ندارد؟ احساس کوزت بودن میکنید و دنیا را مهمانخانه تناردیه ای بیش نمیدانید؟ بغض گلویتان را گرفته؟ چشمهایتان میسوزد؟ ... خیلی خب بابا، آه و ناله بس است، بروید کتاب بخوانید.
• پیر مرد و دریا (ارنست همینگوی _ نجف دریابندری)
علاوه بر اهمیت کنده در خروج دود، این کتاب به ما یاد میدهد که نکته مهم، شکار بزرگترین ماهی دریاست؛ حتی اگر فقط استخوانهای خالیاش (برای موزه تاکسیدرمی) به ساحل برسد.
• شوالیه بد نام (دیوید گمل _ طاهره صدیقیان)
یعنی حتی اگر سرآلکس فرگوسن هم به باشگاه چلسی برود و یک مشت بچه بیایند منچستر یونایتد، باز هم «من یو» 6_3 میبرد.
• مرگ در آند (ماریو بارگاس یوسا _ عبدالله کوثری)
این کتاب میگوید عشق در همه حال پیروز است؛ فقط شما باید پیگیری کنید و از سفتی زمین مورد نظر نترسید؛ آسفالت هم بالأخره سوراخ خواهد شد.
• انجمن شاعران مرده (ن. ه. کلاین بام _ حمید خامی)
بدترین حالتش این است که بابایتان، پدرتان (یعنی خودش) را درمیآورد؛ اما باز هم شما (مثل شخصیتهای کتاب) بروید سراغ هنر و ادبیات و از این جور قرتی بازیها!
• آتش بدون دود (نادر ابراهیمی)
عاشق آن است که سوز داشته باشد اما دود نداشته باشد؛ این تبلیغ یک بخاری نیست، تبلیغ یک رمان 7 جلدی است که یا جلد اولش را به تنهایی بخوانید یا 3 جلد را که خواندید ول کنید، یا دیگر تا آخر بروید.
* اگر به آخر خط رسیده اید
کسانی به شما خواهند گفت اصلا ً در برابر زور کوتاه نیایید و ضعیف نباشید و منت کشی نکنید و از این حرفهای مفت. این افراد مرض دارند. این افراد یا کتک خوردنهای خودشان یادشان رفته یا میخواهند شما را بدبخت نموده، بعدا ً مسخره تان کنند. اصلا ً گوش نکنید؛ فوق فوقش یک کمی شکست عشقی خورده اید و بابای طرف قدری با کمربند، سیاه و کبودتان کرده؛ اینها نمک زندگی هستند. یک آدم فهمیده که با این شوخیها از میدان به در نمیرود، جایش میرود کتاب میخواند!
برو ادامه مطلب حال تو هست:![]()
مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در تازهترین مطلب انتشار یافته در وبلاگ شخصیاش ضمن انتقاد از برخی رسانههای اصولگرا که اظهارات رئیس جمهور درباره تصدی دولت در مترو را مورد نقد قرار دادند،این رسانهها و برخی شخصیتها را به بچههای بیتربیت تشبیه کرد.



برای اولین بار بعد از انقلاب یک وزیر بدون مخالف به اموزش و پرورش می رسد. حاجی بابایی رکوردار وزرای اموزش وپرورش بعد از انقلاب شد. هم از حیث بدون مخالف بودنش هم از جهت 217 رای که در گلدانها به نامش ریخته شد . او که برای دفاع از برنامه ی که لبریز از کلی گویی و پند های اخلاقی است به مجلس رفته بود برای وزیر شده با همراهی مجلسیان همراه شد همراهی که بیش از انکه نشانه دبر و تعمق ودلبستن بهارستان به برنامه هایش باشد حکایت از امید به گذشته او دارد . به هرحال او در روی که حتی یک نفر بی برنامگیش را به چالش نکشید با این سخنان اغاز کرد و اسناد فرا دستی اموزش و پرورش را براساس انها باید حرکت کرد برشمرد و گفت : 
آموزش و پرورش اسناد فرادستي دارد كه بايد در چارچوب آن برنامهريزيها صورت گيرد . اصل و اساس برنامههاي آموزش و پرورش براساس احكام اسلام و آموزههاي ديني است. البته در اين ميدان بزرگ رهنمودهاي امام راحل ،مقام معظم رهبري ، قانون اساسي جمهوري اسلامي ، سند چشم انداز ،قانون برنامهي پنجسالهي پنجم ،مصوبات مجلس،قانون مديريت خدمات كشوري ، سياستهاي كلي آموزش و پرورش كه در مجمع تشخيص در حال بررسي است و كار مفيد كارشناسان نظام تعليم و تربيت در رابطه با سند ملي آموزش و پرورش به عنوان منابعي ارزشمند پيشروي ماست.
وي افزود: آنچه در آموزش و پرورش به عنوان اهداف بنيادين بايد مورد توجه قرار گيرد و در راستاي آن تلاش شود تقويت و تحكيم مباني معنوي، روحيهي اتكا به خدا، اعتماد به نفس دانشآموزان و رشد فضيلتهاي اخلاقي و عقلاني آنهاست. حفظ استقلال آموزش و پرورش بايد براساس اولويتهاي برنامهي توسعهي كشور انجام شود . همچنين شناسايي استعدادها و تقويت روحيهي پژوهش نيز از ديگر اهداف بنيادين نظام آموزش و پرورش است. آموزش عمومي و نيمه تخصصي با عنايت ويژه به علوم انساني و تعليم مهارتهاي كاربردي از مسائل مهم و در حيطهي ماموريتهاي آموزش و پرورش است.
وزير پيشنهادي آموزش و پرورش در ادامه در رابطه با راهبردهاي اساسي در آموزش و پرورش يادآور شد: اسناد ملي آموزش و پرورش با تمام ريزهكاريها پيش روي ماست، لذا راهبردهاي اساسي پيش روي ما ،تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقاي كيفي آن در سه حوزهي دانش ،مهارت و تربيت است. افزايش سلامت روحي و جسمي دانشآموزان نيز از محوريترين برنامههاي پيشروي من و همكارانمان خواهد بود. اصلاح نظام جذب ، نگهداشت و توسعهي منابع انساني از ديگر نكات مورد توجه خواهد بود با توجه به اينكه نيروي انساني نقش اساسي و كليدي را ايفا ميكند و در تمام دنيا محور تكنولوژي آموزشي معلم است.
حاجيبابايي همچنين توسعهي عدالت در نظام آموزش و پرورش ،ترويج مشاركت فراگير، بازآفريني مرجعيت معلم، بهبود جايگاه حرفهاي و ارتقاي منزلت اجتماعي را از مهمترين سياستهاي آموزش و پرورش عنوان كرد و افزود: جايگاه معلم، معيشت معلم و رابطهي معلم با دانشآموز از مسائل مهمي است كه در اين بند جاي داده شده است. توسعه و به روز نمودن آموزشهاي فني و حرفهاي ، بهبود تشكيلات ،اصلاح قوانين و حركت به سوي مديريت نيمه متمركز نيز از اهداف بلندي است كه بايد به آن توجه شود.
وزير پيشنهادي آموزش و پرورش همچنين برنامههاي عملياتي جهت تحقق راهبردهاي مورد نظر خود را اين گونه تشريح كرد: بازنگري در محتواي كتب درسي ،توجه به توانمنديهاي اخلاقي و اجتماعي دانشآموزان، ايجاد فضاي خلاقيت ، پرورش و ارتقاي مهارتهاي درونمدرسهاي و برونمدرسهاي ،جهت دادن به مواد درسي ، تصويب نهايي فلسفهي آموزش و پرورش ،جذب نيروي انساني با تاكيد بر توانمنديهاي اخلاقي ، نخبهگزيني و ساماندهي مراكز تربيت معلم ، فراهم نمودن تسهيلات و شرايط لازم براي ارتقاي سطح علمي معلمان ، بهبود وضع معيشت فرهنگيان، حمايت از نخبگان علمي ،تخصيص بهينهي امكانات با اولويت مناطق محروم، ايجاد بستر مناسب جهت اجراي قوانين و توسعهي مشاركت هاي مردمي ، اصلاح ساختار تشكيلات و مديريت با همكاري نمايندگان و صاحبنظران ، نوسازي در تدوين برنامههايي در جهت ارتقاي كيفيت ،تقويت معاونت پرورشي جهت رشد باورهاي ديني و ايجاد و توسعهي كارآمد هستههاي مشاوره .
وي خطاب به نمايندگان مجلس ،تصريح كرد: امروز براي من روز سخت و دشواري است و اين روزها از جهات گوناگون براي من حساس است دو كفهي ترازو پيش روي من است در يك كفه ي آن نگرانيهايي از قبيل پرمشكل بودن آموزش و پرورش ،مشكلات ساختاري ، تصويب بودجه ،ساماندهي فضاي آموزشي و دهها مشكل ديگر كه مديران ، فرهنگيان و به ويژه نمايندگان از آن اطلاع دارند قرار دارد. ضمن اينكه در كنار تمام اين سختيها و مشكلات دهها دليل و استدلال عقلي وجود دارد كه نبايد از جايگاه پرسشگري به جايگاه پاسخگويي رفت و يا نبايد به جايگاهي رفت كه امكانات آن با خواستهها توازني ندارد.
حاجيبابايي خاطرنشان كرد: در اين كفه همچنين لزوم اعمال مديريت، بالا بردن جايگاه آموزش و پرورش ، مديريت منسجم و لايق روي هم انباشته ميشود و آن را سنگين ميكند، اما در برابر همهي اينها پشتوانهي قابل اعتماد كفهي ديگر ترازو را به سمت قبول مسووليت سنگين ميكند. در اين كفه اعتماد رياست جمهوري، استقبال بيشائبهي نمايندگان، ابراز رضايت فرهنگيان ، اعلام پشتيباني دلسوزان نظام و حمايتهاي همه جانبه در كنار دغدغهي سيسالهي فرهنگيان نيز قرار دارد.
وزير پيشنهادي آموزش و پرورش انتظار ايجاد پيوند عميق بين تعليم و تربيت رسمي و غيررسمي ، در كانون توجه قرار دادن فرهنگيان در دولت و مجلس و ايجاد نظام عادلانهي معيشت را از خواستههاي حقيقي فرهنگيان عنوان كرد و گفت: اكنون كه در آستانهي راي اعتماد شما نمايندگان قرار گرفتهام و راي شما اين مسووليت بزرگ را براي من به همراه معلمان فرهيخته براي خدمت به مردم بينظير ما تاييد ميكند ، راي شما به من راي خدمتگذاري به نظام تعليم و تربيت خواهد بود كه سعادتها و شقاوتها مربوط به نوع نگاه و اهميت به آنها است.
حاجيبابايي اظهار كرد: صميمانه از شما درخواست ميكنم در اين فضاي استثنايي كه آموزش و پرورش مشحون از محبتهاي شما و مسوولين است، آموزش و پرورش، معلمين و دانشآموزان را در اوج توجه قرار داده و عنايت كامل را به آنان هديه نماييد. و اين حركت تاريخي را به نام مجلس هشتم ثبت نموده و براي هميشه مجلس هشتم قلهي پرافتخار حمايت از معلمان در كنار دولت محترم و حمايت از دانشآموزان و نظام تعليم و تربيت قرار گيرد تا كاستيهاي نظام تعليم و تربيت را جبران نمايد و حرارت اين محبت قلب همهي اجزاي آموزش و پرورش را بيش از گذشته كانون محبت به نظام و خانهي ملت تبديل نمايد تا اعتماد و حمايت شما از آموزش و پرورش كشتي قدرتمندي بسازد كه توان هدايت و حمايت جوانان عزيز را براي عبور از اقيانوس پرتلاطم فرهنگي و رسانيدن به ساحل مقصود همراه با عطر دل انگيز آموزههاي ديني و فتح قلههاي علمي داشته باشد.
وي افزود: با اين حمايت همهجانبه بايد تلاش كنيم از هزينههاي روزافزون انحطاط فرهنگي و قربانيان هجمهي فرهنگي بكاهيم و اين امر امكانپذير نيست، مگر اينكه توجه ويژه به ركن ركين تعليم و تربيت يعني معلم و جايگاه او داشته باشيم . يادمان باشد كه امام راحل فرمودند همهي سعادتها و شقاوتها انگيزهاش از مدرسههاست و كليد دست معلمين است. از همهي فرهنگيان تقاضا دارم تا مساعي خود را در برابر اين همهي حمايتهايي كه از طرف دولت و مجلس عزيز انجام خواهد شد به جبران حمايتهاي دولت و مجلس كه انشاءالله در آينده هم ادامه پيدا خواهد كرد آموزش و پرورش را به نحوي شايسته براي نظام جمهوري اسلامي ايران و در مسير رهنمودهاي امام راحل و مقام معظم رهبري بسازيم.
حاجيبابايي اضافه كرد: اميد است بار ديگر در كنار شما ، همراه شما و با حمايت شما و همگي معلمان كشور نظام تعليم و تربيت را براي فرزندانمان جايگاه امن رشد و تعالي معنوي بنماييم .
من در طول 14 سال كه در مجلس نماينده بودم هرچه آبرو در خدمتگذاري به مردم جمع كردهام، امروز عليرغم همهي مشكلات آمدهام تا با حمايت شما نمايندگان ودولت محترم اين آبرو را در مسير آموزش و پرورش و تعليم و تربيت هزينه كنم. اميدوارم خداوند كمك كند حاجی بابایی با شعر خوانی دفاعش را در جمع موافقانش به پایان رساند .
تا كار به كام دل مجروح شود يا ملك تنم بيملك روح شود
اميد من آن است به درگاه خدا كه ابواب سعادت همه مفتوح شود
|
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه هاراتشویق میکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده. نقل از : سیمرغ
| |
|
| |